اصلاح یک دید غلط با اصطلاح "اسلام همان اداء است"

گاهی درباره ی اشخاصی که منبع درآمد آنها با دینشان ارتباط مستقیم دارد چنین برداشت می شود که، اینها نان دینشان را می خورند! اینها سود دین را در دنیا طلب می کنند !  و گفته می شود چه خوب است که شغل و حرفه ای داشته باشیم (یا داریم ) که از طریق آن زندگی دنیا را اداره و امرارمعاش کنیم و امور معنوی را خالصانه و بدون چشم داشت انجام دهیم ، بدون اینکه به ازاء آن حقوقی را دریافت نماییم ! در واقع فکر می کنند که اعمال دنیا را برای دنیا و اعمال آخرت را برای آخرت انجام دهند. اما این تفکر مستلزم این است که بین روزی دنیا و پاداش آخرت تفکیک قائل شوند ، روزی دنیا را نتیجه زحمت خود و پاداش ِآخرت را نتیجه عبادات بدانند.

ولی این طرز تفکر در شأن یک مسلم واقعی نیست . در نظر او اسلام صرف تسلیم نیست ، تسلیم یک معنی ظاهر بینانه و در واقع معنای ظاهری اسلام است . او به باطن اسلام می نگرد و در آن جز عمل کردن برای رضای خداوند نمی بیند . عملی را که در باطن مطیعانه ، مورد رضای خداوند و نیز برای رضای او باشد را به جا آوردن می نامیم ( مسلم با این توصیف را می توان مومن نیز نامید). این را گفتیم چون امام علی (ع) این را می فرمایند : اسلام همان اداء و به جا آوردن است ( کافی /کتاب ایمان  و کفر/1528) .  خداوند ما(جن و انس) را برای عبادت آفرید (56/ذاریات) و این یعنی هدف از خلقت جن و انس آنست که به جا آورند و در واقع عمل مطیعانه کنند نه خود سرانه . اگر این را درک کنیم که "اسلام همان اداء است" در تمام گذری که در دنیا داریم به جا می آوریم و به واقع همیشه در حال عبادت هستیم نه اینکه به غلط وقتی را به عبادت و وقتی را به امور دنیا اختصاص دهیم. با توجه به این دیدگاه در واقع دیگر تفاوتی بین شغل یک روحانی و کارمند و بازاری و ... نیست چون اینجا دیگر این ما نیستیم که روزی را به چنگ می کشیم ، ما فقط به جا می آوریم و این خداوند است که روزی دنیا و پاداش آخرت در دست اوست و به هر کس که بخواهد عطاء می کند . رسول اکرم (ص) در این باره فرموده اند: ((تفرغوا من هموم الدنیا ما استطعتم)) ؛ تا می توانید از غصّه دنیا فارغ شوید(بحار/ج74/ص166) ، پیامبر این را می گوید چون پروردگار می فرماید : ((و ما من دابة فی الارض الا علی الله رزقها ))؛ و هیچ جنبده ای بر روی زمین نیست جز اینکه روزی آن بر عهده الله است (هود/6) و این یعنی نه آن فرد روحانی غصّه ی این رابخورد که سود دین او همان سود دنیایش است و نه آن دیگری فکر کند که تنها نان بازویش را می خورد و می تواند جداگانه و خالصانه به دین و آخرتش بپردازد چون اگر کسی در دنیا "به جا آورد" از آنجا که هم روزی دنیا و هم پاداش آخرت را از کسی که فرمانبر او می باشد می داند ، روزیش را مثال همان پاداش و نعمت بهشتی ای می داند که وعده داده شده است، نه آن روزی ای که عده ای ندانسته آن را برای خود مزد تلاش و برای دیگران مزد دوندگی در دین برای دنیا می دانند.

و در آخر اینکه : ...فابتغوا عند اللَّه الرزق وَاعبدوه واشكروا له إليه ترجعون ؛ پس روزی را نزد خدا بجویید و عبادت او کنید و وی را شکر گزارید که به سوی او باز گردانده می شوید (عنکبوت/17).

[الهی] و عبدنی لک و لا تفسد عبادتی بالعجب؛ خداوندا مرا بر بندگیت(عبادتت) رام ساز و عباداتم را به خود پسندی تباه مکن(صحیفه سجادیه/درمکارم اخلاق).

 

اسلام ، معانی و مراتب

اسلام همان تسلیم و تسلیم همان یقین و یقین همان تصدیق و تصدیق همان اقرار و اقرار همان عمل و عمل همان اداء است . مومن دینش را از رأی خودش نمی گیرد بلکه دین از سوی پروردگارش به نزدش می آید و او بر می گیرد . مومن یقین در عملش می بیند و کافر انکار در عملش می بیند . سوگند به آنکه جانم در دست اوست آنان کارشان را نشناختند . پس انکار کافران ومنافقان را از عملشان باز شناسید .( کافی /کتاب ایمان  و کفر/1528) .

اوّل دین معرفت خداوند است و کمال معرفت ، تصدیق به وجود اوست و کمال تصدیق ، توحید است و کمال توحید ، اخلاص است و کمال اخلاص ، نفی صفات است (نهج البلاغه /خطبه 1).

از دو جمله فوق می توان این نتیجه گرفت که چون یقین همان تصدیق وتصدیق همان کمال معرفت است ، پس یقین همان کمال معرفت است. همچنین می توان گفت که خلاصه جمله اول این می شود که" اسلام همان اداء است ". پس اگر در جمله " دین مومن از خداست نه از رأیش " دین را همان اسلام و اسلام را همان اداء بدانیم باید گفت که مومن در عملش خدا را می بیند . او از یقین مانند اشعه خورشید شده [و] خود را وقف برترین کارها یعنی فرمان خداوند ساخته (نهج البلاغه /خطبه 87) . پس او از یقین به آنجا می رسد که ، قلب و دست و زبان اومی تواند یاریگر خداوند شوند (نهج البلاغه/ نامه 53) و به عبارتی خدایی می شود .عمل او جز پرستش و اطاعت خداوند و در واقع جز عمل صالح نمی شود . این کلام امام خمینی (ره) به خوبی بیانگر این موضوع می باشد : من هیچ برای خودم یک چیزی که ، عملی خودم کرده باشم ، یک چیزی برای خودم قائل باشم نیستم برای شما هم نیستم ، هر چه هست از اوست (صحیفه امام / جلد 10 صفحه 196)

عمل کافر و منافق معرف آرایشان می باشد . آنها شناختند و مقتضای این شناختن این بود که در عمل تسلیم شوند امّا بر عکس به آنچه مقتضای نشناختن بود عمل کردند(المیزان/ذیل آیه83/نحل) و این همان انکار است ، چون بجای تسلیمی که خدا برای انسان پسندیده (مائده/3) مقابل آن عمل می کنند. آنها خدایی را نمی خواهند که برایشان تکلیف تعیین کند و نمی خواهند که اداء کنند و به جا آورند بلکه عمل می کنند آنطوری که می خواهند . لذا درعمل خود ، نه خدا را بلکه، خود را می بینند .عمل آنها نشانه استقلال و اصیل بودن هم در دید خودشان و هم در دید دیگران ِ چون خودشان می شود . پس آراء نهان در اعمالشان می آید و به این ترتیب می شود آنها را دید و شناخت .  

با توجه به این مطلب در آیه ، من جن و انس را خلق نکردم جز برای اینکه عبادتم کنند (ذاریات/56) ، درباره عبادت می توان گفت که عبادت همان اداء است . هدف از خلقت جن و انس آنست که برای خدا و به نفع خودشان به جا آورند و در واقع عمل مطیعانه کنند، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شما خدا و رسول را اطاعت كنيد و زنهار كه اعمال خود را باطل مكنيد(محمد/33) نه عمل خودسرانه چون، آنها كسانى هستند كه در دنيا و آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نخواهد بود(22/آل عمران) . انسان در این دنیا باید حق الله ، حق الناس و ... را اداء کند و به عبارتی باید "دنیا را بجا آورد" .